لولیان
البته من پایبندم به دمیدن روح امید در کالبد مجروح و نحیف جامعه حتی اگر محدود به همین دنیای کوچک اطرافم باشد اما میراث اسفبار تفکر چند هزار ساله مردمان این مرز و بوم را درمان چگونه ؟ * انسان و خدا اگر مخدوم باشند ارزشها همه خادمند ... حتی امید . * لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً (۲۱ احزاب) گر چشم بامداد به خورشید روشن است * کوکو با طعم آب پرتقال این تازه آغاز راه است گرچه شب تاریک اما صبح نزدیک است پشت این آرامش تلخ و مبهم صبحگاهی به تمام روزهای قبل فکر می کنم ! به سکوت سردم تو بحث های داغ انتخاباتی بین فامیل و دوست و آشنا ... و ایمانم قوی تر می شه که تا سطح اندیشیدن و مطالعات و آگاهی های مردم بالا نره تفاوتی بین موسوی ها و احمدی نژادها و ... نیست ! فردا چه واقعی یا چه غیر واقعی اسم هر کسی به عنوان ریس جمهور از صندوق ها بیرون بیاد مهم اینه ما از این مرحله هم عبور کردیم ! دموکراسی برنامه نیست بلکه فرایندیه لازمه تحققش صرف زمان و انواع هزینه های سنگینه و باز البته به قول "فرید زکریا "سردبیر نیوزویک تو کتاب "آینده آزادی" برای جامعه ای مثل ایران مقدار زیاد از چیز خوبی مثل دموکراسی قبل از استقرار لیبراسیم تبعات چندان خوشایندی به بار نخواهد آورد ! * این نتایج منو یاد نمودارهای مناظره ها می نداره ! * از رای دادنم مطلقاً پشیمون نیستم ! * ایمیل پرتقالی !
ما را دل از خیال تو جاوید روشن است
آوارگی ست طالع ما روشنان عشق
وین مدعا ز گردش خورشید روشن است
در این شبی که روزنه ها تیرگی گرفت
ما را هنوز دیده ی امید روشن است
در قلب من دریچه به خورشید ها تویی
وقتی که شب ز روزن ناهید روشن است
فرجام هر چراغی و شمعی ست خامشی
عشق است و بزم عشق که جاوید روشن است 